مقدمه: پیوستگی علوم اجتماعی و مهندسی، پیوندی بسیار مهم در تحلیل تغییرات الگوی زیست جمعی و طراحی جامعه است. الگوریتم رقابت استعماری (ICA) به عنوان یکی از الگوریتمهای بهینهسازی پیشنهادی حوزه «مهندسی» برای بهینهسازی اجتماعی، مدعی استفاده از تجارب مفید بشری است. این پژوهش به طور انتقادی شناخت ضمنی الگوریتم رقابت استعماری از اندرکنش حوزههای «طبیعی» و «انسانی» و ارتباط آن با فرهنگ ایرانی-اسلامی و «یاریگری» (همکاری) را ارزیابی میکند. هدف: هدف اصلی تحقیق، شناسایی شناخت الگوریتم رقابت استعماری از پیوند حوزههای «طبیعی» و «انسانی» است. روششناسی این پژوهش کاربردی از روش کتابخانهای توصیفی-تحلیلی، کیفی و نقادانه استفاده کرده و پایاننامه اصلی الگوریتم رقابت استعماری و ادبیات علمی ملی را مرور کرده است. یافتهها: الگوریتم رقابت استعماری، بهینهسازی را به مثابه رقابت استعماری مدلسازی میکند که به یک حالت بهینه تکقطبی میانجامد. این الگوریتم که بر پایه داروینیسم اجتماعی استوار است، سرعت را بر پایداری ترجیح میدهد و دیدگاهی تقلیلگرایانه ارائه میدهد که تنوع اکولوژیکی و انسانی را نادیده میگیرد. پذیرش گسترده آن اغلب استعمار را بهعنوان تکامل اجتماعی مشروعیت میبخشد، حتی در نسخههای اصلاحشده. نتیجهگیری: این پژوهش نتیجه میگیرد که پارادایم رقابتی-استعماری الگوریتم رقابت استعماری ناپایدار است. پیشنهاد آن، بدیلی مبتنی بر «یاریگری» (همکاری) است که از ارزشهای متعالی انسانی و دانش بومی ایران برای مدلهای بهینهسازی اخلاقی و پایدار الهام میگیرد.