تاثیر ادبیات بر فرهنگ؛ از رهگذر بررسی امکان تاثیرگذاری بر علل اربعه آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
چکیده
سهل‌انگاری و یکسان‌پنداری فرهنگ با جزفرهنگ‌ها از جمله‌ شایع‌ترین اشتباهات در بین اصحاب فرهنگ‌پژوهی است. این تساهل در بررسی نسبت «فرهنگ» و «ادبیات» هم رخ می‌دهد. برخی ادبیات را جزو فرهنگ دانسته و برخی دیگر، بالعکس فرهنگ را جزو ادبیات پنداشته‌اند؛ و بعضی این‌دو را نمود یکدیگر یا منشاء زایش دیگری تصور کرده‌اند. درنغلتیدن در این اشتباه و اتخاذ رای صائب از رهگذر تدقیق مفهومی، ارائه تعریف مبنا و تعیین نسبت منطقی بین ایندو مقوله ممکن است. مسئلة این نوشتار، بعد از مشخص کردن این نسبت، بررسی چگونگی تاثیر ادبیات بر فرهنگ، از راه کاربست روش مطالعه عقلی و فلسفی است.
این مقاله ادعا دارد با فرض اختیار یک تلقی از تلقی‌های متعدد این دو مفهوم، تاثیرگذاری ادبیات بر فرهنگ درچارچوب علل اربعة وجود شئ قابل بررسی است؛ اتخاذ این روش آشکار می‌کند: ادبیات بر علل «وجودی» و «ماهوی» فرهنگ تاثیر مستقیم می‌گذارد و نتیجه آنکه، هرچند هر فرهنگی، ادبیات متناسب خود را می‌پروراند، این پرورده که از عناصر فرهنگ تغذیه کرده، به نوبة خود باعث بالندگی و تقویت و تحکیم و تغییر آن فرهنگ ‌می‌شود و از این رو رابطه‌ «تعاملی‌تعالی/تدانی‌گرایانه» بین اینان برقرار است؛ و البته در این میان، «بینش»، «گرایش»، «منش» و «کنش»، به عنوان موضوع ادبیات از سویی، و مؤلفه‌های فرهنگ از دیگرسو، مهم‌ترین نقطة تلاقی این دو عنصر است.
مبحث مناسبات و تعاملات ایندو مقوله نرم‌افزاری حیات آدمی، از مباحث «فلسفه فرهنگ» از سویی، و «فلسفه ادبیات» از سوی‌دیگر است.

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 08 شهریور 1404