تأثیر حکمت اسلامی در فرهنگ خانواده

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
چکیده
مقدمه: فرهنگ عامه به عنوان ساحت زیست روزمره و معانی مشترک میان مردم، اغلب در تقابل با فرهنگ نخبگانی قرار می‌گیرد. این پژوهش به ضرورت خروج حکمت اسلامی از انتزاعات محض و نقش آن در جهت‌دهی به زندگی عمومی و رفتارهای میان‌فردی در نهاد خانواده پرداخته است.
هدف: هدف اصلی این تحقیق، ارائه تلقی حکمی از فرهنگ عامه و تبیین چگونگی تأثیر مفاهیم بنیادین حکمت بر الگوهای زیستی و هویتی خانواده است.
روش‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای بوده و با بررسی تطبیقی آراء نظریه‌پردازان فرهنگ عامه (مانند استروس و آلتوسر) و فیلسوفان مسلمان (مانند ابن‌سینا و ملاصدرا) صورت گرفته است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که حکمت اسلامی بر اساس اصولی چون حرکت جوهری و تدرج نفس، فرهنگ عامه را فرایند «ذائقه‌سازی جهت اراده امر اصیل» تعریف می‌کند. در این چارچوب، قوه خیال به عنوان برزخ میان حس و عقل، اسطوره به عنوان ابزار انتقال معنا و شادکامی (بهجت) به عنوان محرک شوق و اراده، ارکان اصلی شکل‌گیری فرهنگ در سطح عمومی هستند.
نتیجه‌گیری: نتیجه‌گیری حاکی از آن است که خانواده با به‌رسمیت‌شناختن سوژگی افراد و استفاده از ظرفیت‌های زبانی و خیالی، می‌تواند از کثرت به توحد برسد. کاربرد عملی این پژوهش، تغییر نگاه سیاست‌گذاران از «انسان ایده‌آل» به «انسان انضمامی» برای تحقق سبک زندگی رشدگونه است.

کلیدواژه‌ها


دوره 1، شماره 2
تابستان 1404
صفحه 101-130