در بحث مسئولیت اجتماعی شرکت ادعا میشود شرکتها فراتر از وظایف قانونی و منافع اقتصادی سهامداران خود، مسئولیت اجتماعی را بهعنوان وظیفهای اجتماعی و اخلاقی در ازای تأثیرات فعالیتهایشان بر جامعه، محیط زیست و ذینفعان مختلف و بهعنوان یک ضرورت برای پایداری کسبوکارها و توسعه جوامع، مورد توجه زیادی قرار میدهند. حال سؤال این است «آیا پایبندی شرکتهای تجاری به برنامههای مسئولیت اجتماعی در عالم واقع با انگیزههای اخلاقی و منافع اجتماعی صورت میگیرد یا انگیزه اصلی آنها انطباق با الزامات قانونی و استانداردهای موجود در راستای منافع اقتصادی خود میباشد؟ این پژوهش با روش تحلیلی انتقادی محتوایی و با استناداتی برآن است که در رویکرد غربی، محرک اصلی برای پذیرش و اجرای مسئولیت اجتماعی شرکت، اغلب ناشی از الزامات قانونی و نهادی، اعم از قوانین ملی، مقررات بینالمللی و فشارهای نهادهای مدنی و ذینفعان در جهت تأمین منافع اقتصادی است. اگرچه ملاحظات اخلاقی نیز در این رویکرد مطرح میشوند.