تأثیر حکمت اسلامی در فرهنگ عامه خانواده

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه مبانی نظری، پژوهشکده زن و خانواده، قم ایران
2 گروه مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
چکیده
فرهنگ عامه، به مثابه رویکرد نظریِ ناظر به اقدام و عمل، با عبور از مفاهیم کهن و ابرنظریه‌های فرهنگ نخبگانی، به دنبال معانی مشترکی است که مردم در زندگی روزمره خود، آن را زیست می‌کنند. هر چند سه رویکرد ساختارسازی شده از سوی نظام قدرت، ایجادشده از حاق اراده مردم و دیالکتیک میان ساختار و عامل انسانی در فرهنگ عامه وجود دارد، به نظر می‌رسد آنچه برای این رویکرد مهم است، به رسمیت‌شناختن سوژگی مردم در ایجاد معانی مشترک فرهنگی است. حکمت اسلامی به عنوان دانشی که دارای دو ساحت نظری و عملی است، موظف به ایجاد مفاهیم بنیادین و الگوهای ایجاد کننده ارزش‌های مشترک برای زندگی عمومی در سطح جامعه نیز هست. با توجه به اصولی چون واقعیت متدرّج نفس انسانی، رابطه نفس و بدن، جایگاه قوه خیال و شوق و نیز نقش زبان و اسطوره در تولید و انتقال معنا و... می‌توان ذائقه‌سازی جهت اراده امر اصیل متدرج را به عنوان تلقی حِکمی از فرهنگ عامه مد نظر قرار داد. خانواده نیز به عنوان جامعه منزلی، اولین اولویت برای تحقق این فرهنگ است و حکمت اسلامی بایستی با استمداد از ایده‌های برین حکمی و استفاده از سیر تدرّجی علم و عمل و با به رسمیت‌شناختن سوژگی افراد خانواده، به ذائقه‌سازی آن جهت رشد پرداخته و به الگویی عملی برای زیست عمومی خانواده تبدیل شود.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 02 آبان 1405

  • تاریخ دریافت 02 بهمن 1403
  • تاریخ پذیرش 20 بهمن 1404
  • تاریخ انتشار 02 آبان 1405