مقدمه: این پژوهش به نقد علمی «الگوی حکمی- اجتهادی علوم اجتماعی اسلامی» اثر عبدالحسین خسروپناه میپردازد. این اقدام برای پیشبرد علم دینی و نظریهپردازیهای نوین ضروری است، چراکه نظم روششناختی زیربنای اندیشههای علمی است. هدف: هدف اصلی، نقد علمی این الگو و شناسایی امتیازها و کاستیها، بهویژه ابهامها و اشکالات آن برای بهبود طرح و الگوهای مشابه است. روششناسی: پژوهش با روش تحلیلی- انتقادی و با تمرکز بر نقد روششناختی انجام شد. هدف، شناسایی تناقضات درونساختاری از طریق تحلیل شکلی و محتوایی الگو بود. یافتهها: نقاط قوت شامل اهتمام به نظریهپردازی، علم دینی، ریشهداشتن در سنت صدرایی و اجتهادی و بهروزرسانی الگوست. نقاط ضعف مهم عبارتند از: فقدان تعریف جامع و مرزگذاری مفاهیم کلیدی (مانند فرهنگ، دین، انسان). عدم نظاممندی نسبت الگو با طبقهبندی علوم. پرشهای ساختاری و گذار ناگهانی مطالب . برداشت مبهم از علوم اجتماعی اسلامی. اغتشاش مفهومی میان معیارهای معرفتشناختی و مسائل روشی (مانند الگو، نظریه). نتیجهگیری: نقدهای روششناختی برای پیشرفت علمی ضروریاند . ابهامهای مفهومی و فقدان مرزگذاری دقیق در الگو، نشاندهنده نیاز به چارچوب روششناختی منظمتر برای تولید نظریههای قوی در علوم اجتماعی اسلامی است.