مقدمه: آیتالله مرتضی مطهری از کلیدیترین متفکران و کنشگران انقلاب اسلامی است که فهم آرای او برای درک هویت و تدبیر مسیر حرکت انقلاب همسو با جوهر اولیهاش ضرورت دارد. این پژوهش به دلیل ضرورت بازسازی تأملات پراکندۀ وی در قالب علوم اجتماعی بومی و غیرتجددی، به عنوان تجربهای کامیاب در قلمرو علوم انسانی اسلامی انجام شده است. هدف: پرسش و هدف اصلی تحقیق، دستیابی به صورتبندی جامعهشناختی مرتضی مطهری از اوصاف، احکام و ویژگیهای متمایزکنندۀ انقلاب ایران نسبت به سایر انقلابها است. روششناسی: این مطالعه از نوع نظری و معرفتی است که در آن از روش «تحلیل محتوای کیفی» برای گردآوری دادهها از متون بهجامانده و از روش «جامعهشناسی تاریخی» (با تأکید بر صورتبندی تفسیرهای معنادار) برای تحلیل دادهها استفاده شده است. یافتهها: یافتهها نشاندهندۀ هفت خصیصۀ محوری در قالب دوگانههای مفهومی است: کنش آگاهانه (در مقابل حرکتهای کور)، خودآگاهی الهی (در مقابل خودآگاهی مادی)، بسیج اجتماعی پهندامنه و اجماعی، رهبری دینی برخاسته از انتخاب اجتماعی، حضور پیشبرندۀ امدادهای غیبی، چالشگری هویتی در برابر سلطۀ تجدد و در نهایت، ماهیت تمدنی و فراملّی انقلاب. نتیجهگیری: نظریۀ مطهری تحت عنوان «نظریۀ انقلاب فطری»، بر اصالت فرهنگ، معرفت و ارادۀ انسانی در بستری قدسی تأکید دارد. این تبیین تلفیقی با نفی نظریههای سکولار غربی، راه را برای نظریهپردازی دینی و تحقق تمدن نوین اسلامی هموار میسازد.