مقدمه و هدف: آرمان دیرینۀ انسان برای دستیابی به یک زندگی سالم و جامعۀ مطلوب، که ریشه در تعالیم انبیا دارد و قرآن نیز بر تحقق آن تأکید فراوان کرده است، محور اصلی این پژوهش را تشکیل میدهد. در رأس چنین جامعهای، حاکمیت و قوانین الهی قرار دارد که تعیینکنندۀ شیوۀ صحیح روابط فردی و اجتماعی است. قرآن، برخلاف اتوپیاهای دستنیافتنی، راه و رسم مناسبی را برای اعتلای این جامعه مشخص کرده و الگوهای مشابه و تکرارشوندهای را فارغ از خصوصیات نژادی، قومیتی، تاریخی و جغرافیایی ارائه میدهد. هدف اصلی این مقاله، تبیین چگونگی نیل به این جامعه در گفتمان قرآنی است. پژوهش حاضر میکوشد با تیپبندی الگوهای قرآنی، سنجهای برای بازشناخت رفتارهای انحطاطی از رفتارهای متوازن و شناسایی عوامل اعتلای جامعه به دست آورد. روششناسی: این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به دنبال بررسی نحوۀ دستیابی به جامعۀ مطلوب در روایت قرآنی است. این رویکرد شامل "استنطاق آیات" برای ترسیم شمای کلی این جامعه است. یافتهها و نتیجهگیری: یافتههای کلیدی پژوهش، دستیابی به چارچوب کلی جامعهای مبتنی بر قرآن است که بر اساس معیارها و مؤلفههای واقعی بنا شده و الگوهای تکرارشونده و مشابه را فراتر از ویژگیهای جمعیتی خاص مشخص میکند. در نهایت، این الگوی قرآنی به عنوان طرحی جامع مطرح میشود که جامعه را به سوی مطلوبیتی هدایت میکند که ناظر به ساحت وجودی انسان و جهان زیست اوست. این طرح، برنامهای الهی و عملی برای دگرگونی اجتماعی ارائه میدهد که از ساختههای صرفاً تخیلی و آرمانشهرهای انتزاعی متمایز است.