مقدمه: این مقاله به بررسی تنش میان مرزهای دینی سنتی (دارالاسلام) و مرزهای ملی مدرن میپردازد که بر هویت مسلمانان و احکام فقهی روزمره تأثیر میگذارد. اهمیت موضوع در تأثیر عمیق آن بر زیست روزمره مسلمانان و پیامدهای سیاسی دارالاسلام است. هدف: هدف این پژوهش، تحلیل مفهوم دارالاسلام و تبیین جایگاه آن در جهان معاصر، و چگونگی تفسیر آن توسط متفکران مسلمان در مواجهه با تقسیمبندیهای ملی نوین است. روششناسی: با استفاده از رویکرد مفهومی و تحلیلی، این پژوهش تعاریف، معیارها و ارتباط نوین دارالاسلام را از طریق متون فقهی اسلامی و دیدگاههای علمی تبیین میکند. یافتهها: دارالاسلام در معنای کلاسیک، سرزمینی تحت حاکمیت مسلمانان و محل اجرای احکام اسلامی است. این امر پیامدهای فقهی مهمی دارد (مانند لقطه و سوقالمسلمین). در حالی که دارالصلح امکان همزیستی مسالمتآمیز را فراهم میآورد، گروههای رادیکال از این تمایز برای توجیه جهاد بیقید و شرط سوءاستفاده میکنند. تفاسیر نوین شامل دیدگاه علامه طباطبایی درباره امت واحده و الگوی امام خمینی مبنی بر دولتهای اسلامی قدرتمند در کنار حفظ مرزهای ملی است. نتیجهگیری: بازتعریف مفهوم کلاسیک دارالاسلام برای جهان دولت-ملتهای مدرن ضروری است. الگوی امام خمینی، با حفظ هویت ایمانی اسلامی در کنار به رسمیت شناختن مرزهای ملی، راهکاری مناسب برای وحدت، مقابله با رادیکالیسم و ترویج همزیستی مسالمتآمیز ارائه میدهد.